السيد جعفر السجادي

130

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

است و مراد از « اجسام بسيطه » افلاك و كواكب و سماويات مىباشند و مراد از « اعضاى بسيطه » قلب و دماغ و كبد مىباشد و مراد از « ادراك بسيط » علم فطرى موجودات است . به مبدأ خود كه علم بسيط گويند از آن جهت كه عالم به علم خود نمىباشند و هر گاه گفته شود « صور مجردة بسيطه » مراد صور مجرده‌اى از اشيا است نزد عقل و صور علميه اشيا است در ذات حق . « 1 » بسيط الحقيقة - از بيان موارد اطلاق كلمهء بسيط معلوم شد كه بسيط الحقيقة موجودى است كه به هيچ نحو از انحا و به هيچ يك از اقسام تركيب خارجى و ذهنى مركب نباشد نه مركب از اجزاى خارجى مانند ماده و صورت و نه عقلى مانند جنس و فصل و نه اعتبارى و نه اتحادى و نه مقدارى و نه انضمامى نه علمى و نه وصفى و نه اسمى و نه رسمى و اين گونه موجود در عالم وجود يكى است و واجب الوجود بالذات و من جميع الجهات است و كل الاشياء است . « 2 » بسيط الحقيقة كل الاشياء - اين قاعده يكى از قواعدى است كه صدرا پايهء آن را بنا نهاده است و در تحت عنوان واجب گفته است كه واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است و در اين جا نيز گويد كه واجب الوجود بالذات كه بسيط الحقيقة است تمام اشيا است و تمام اشيا هم واجب الوجود است و به طور كلى گويد بسيط الحقيقة موقعى بسيط الحقيقة است كه تمام اشيا باشد بالفعل و گويد در اين امر سر عظيمى است كه فلاسفه آن را در نيافته‌اند . صدرا بر اساس اين قاعده مسائل بسيارى را حل كرده و از جمله مسأله هيولاى اولى است كه در عين بساطت و قوت محضه قابل تمام صور است و مورد تمام حوادث و تعاقب عوارض و صور است . صدرا صورت و شكل قياسى بدين طريق ترتيب داده و گويد : هر بسيط حقيقتى تمام اشياى وجوديه است . واجب تعال بسيط الحقيقة است از جميع جهات و وجوه . نتيجه آن‌كه واجب الوجود كل الوجود است كما آن‌كه كله الوجود است . بيان كبرى آن‌كه هويت بسيطهء الهيه هر گاه تمام اشيا نباشد ناچار بعضى از اشيا هست چون موجود است و بعضى ديگر نيست و بديهى است كه نتواند كه هيچ يك از اشيا نباشد و در اين صورت كه بعضى از اشيا هست و بعضى نيست لازم آيد كه ذات او متحصل القوام باشد از كون چيزى و لا كون چيزى ديگر و اين امر مستلزم مركب بودن ذات او است و لو به حسب اعتبار عقلى از دو حيثيت مختلف و اين خلاف فرض بسيط الحقيقة بودن آن است . « 3 » و به عبارت ديگر موجودى كه به هيچ وجه از وجوه مركب نباشد نه از ماده و صورت و نه از جنس و فصل و نه به تركيب اعتبارى و نه انتزاعى و نه حقيقى خارجى از چنين موجودى نتوان چيزى را سلب كرد مگر نقايص و اعدام . زيرا سلب چيزى از چيزى ديگر مستلزم تصور

--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 193 - 195 و ج 1 ، سفر 3 ، ص 264 . ( 2 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 18 و مشاعر ، ص 33 و شواهد ، ص 33 . ( 3 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 3 ، ص 264 .